مکاتب ادبی
مکاتب ادبی براساس تقسیم بندی تاریخی:
1 - کلاسی سیسم: مکتب مسلط در اروپا قرن پانزدهم تا هفدهم که از ادبیات قدیم یونان و روم تقلید کردند.
2 - رمانتی سیسم(احساسگرایی): نیمه اول قرن نوزدهم
3 - رئالیسم(واقعگرایی): نیمه دوم قرن نوزدهم
4 - ناتورالیسم(طبیعتگرایی): نیمه دوم قرن نوزدهم
5 - سمبولیسم(نماد گرایی): سالهای آخر قرن نوزدهم
6 - اکسپرسیونیسم (بیانگرایی): قرن بیستم
7 - دادائیسم:قرن بیستم، پس از جنگ جهانی اول
8 - سوررئالیسم (فرا واقعگرایی): قرن بیستم، پس از جنگ جهانی اول
کلاسی سیسم: کلمه کلاسیک به معنای وسیع خود به تمام آثاری که نمونه ادبیات کشوری شمرده می شود و مایه ی افتخار ادبیات ملی آن کشور اطلاق می شود. به این ترتیب فردوسی، سعدی، مولوی و نظامی و... همه از شاعران کلاسیک کشور ما به حساب می آیند. گاهی کلمه کلاسیک را در برابر مدرن قرار می دهند. در این حالت به معنی کلمه ی کلاسیک، قدیمی و سنتی می باشد. اما مکتب کلاسیک در ادبیات چیست؟
در حقیقت هنر کلاسیک اصلی، همان هنر یونان و روم قدیم است. اما با احیاء توجه به آثار هنرمندان یونان و روم در دوره رنسانس، آثاری در این دوره تا نیمه اول قرن 18 به وجود آمده که همه را جزء هنر کلاسیک به حساب می آورند.
ویژگی آثار مکتب کلاسی سیسم:
در این مکتب نظم و رعایت قواعد بسیار مهم است. پیش از هر چیز باید دانست که هنر برای تفریح و تفنن نیست. هنر وقتی ارزش دارد که چیزی یاد بدهد یا مسائل اخلاقی را بیان کند. به طور خلاصه می توان ویژگی های کلاسی سیسم را چنین بیان کرد:
1- تقلید از طبیعت: در مکتب کلاسی سیسم تقلید از طبیعت، به معنی بیان عینیات با ذکر جزیی ترین ویژگیها نیست. مکتب کلاسیسم گرایش به نشان دادن زیبائیها و کمال دارد بنابراین هر چیزی که از طبیعت انتخاب می شود فوراً زوائد و مطالب اضافی آن را حذف می کنند و صورت کاملتری از آن ارائه می دهند. صفات پست و زودگذر انسان به هیچ وجه در ادبیات کلاسیک جایی ندارد.
2- تقلید از هنرمندان قدیم: منظور، پیروی از روشهایی است که هنرمندان یونان و روم باستان بکار برده اند.
3- اهمیت عقل: در ایجاد یک اثر هنری نباید چندان به تخیل و احساسات بها داد. عقل سلیم همواره بهترین معیار برای نقد اثر هنری نیز هست.
4- آموزنده و خوشایند: اثر هنری حتماً باید آموزنده باشد و نتیجه اخلاقی داشته باشد.
5- وضوح و خلاصه گویی: مطلب را باید واضح و روشن گفت وکلمات نامفهوم و زائد را باید حذف کرد.
6- نزاکت ادبی: نویسنده نباید از کلمات زشت استفاده کند. زیرا هدف از ادبیات، آموزش اخلاقی است.
7- وحدت های سه گانه ارسطویی: شامل وحدت زمان، مکان و موضوع است.
نئوکلاسی سیسم: مکتبی در فرانسه (قرن17) شکل گرفت و شدیداً پایبند این اصول بود. آنها به طور افراطی تحت تأثیر هنرمندان یونان قدیم بودند. نمایش نامه های برجسته ای از این مکتب به جا مانده است.
1-پیرکورنی: تراژدی نویس فرانسوی، قرن17. عقل گرایی و پرهیز از احساسات و منطقی بودن از ویژگی های شخصیتهای آثار کورنی است. مشهورترین اثر او ال سید است.
ال سید، ماجرای عشق شیمن و رودریگ قهرمان بزرگ حماسی اسپانیا را حکایت می کند. این دو عاشق مانند رومئو و ژولیت از کینه میان پدرانشان رنج می برند. رودریگ که به شرف پدرش توهین شده پدر شیمن را به قتل می رساند. شیمن با وجود عشق عمیقش به رودریگ از شاه مرگ او را خواستار می شود. شاه پهلوانی را به نبرد او می فرستد اما رودریگ بر او غلبه می کند. شیمن که شیفته شجاعت او شده او را می بخشد و با او ازدواج می کند.
2- ژان راسین: تراژدی نویس فرانسوی قرن 17 که شیفته آثار اوریپید نمایشنامه نویس یونانی بود. در آثار او نیز زنان اغلب شخصیت اصلی نمایشنامه اند. از آثار او می توان به اندرومارک و فدر اشاره کرد.
3- ژان مولیر: کمدی نویس مشهور فرانسوی در 17 که شیفته آثار اوریپید نمایشنامه نویس یونانی بود. در آثار او نیز زنان اغلب شخصیت اصلی نمایشنامه اند. از آثار او می توان به اندرومارک و فدر اشاره کرد.
خسیس: کمدی شادی است بر پایه رفتار شخصیت اصلی که هارپاگون نام دارد. او رباخوار خسیس و ثروت مندی است که از پسرش کله آنت هم نزول می گیرد. با دوز و کلک سعی می کند ماریان نامزد پسرش را به همسری خود در آورد. اما خدمت کار پسرش همه نقشه های هارپاگون را بر آب می کند. صندوقچه پول او را می دزدد و از پس دادن آن خودداری می ورزد. هار پاگون مجبور می شود برای به دست آوردن پولهایش به ازدواج پسرش با ماریان تن در دهد.
رمانتی سیسم: تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی در ایجاد چنین مکتبی نقش عمده ای داشته است. قدرت گرفتن قشر بورژوا در قرن هجدهم و نویسندگان وابسته به این قشر، از دست رفتن اعتبار طبقه اشراف و گسترش فساد در میان آنها و رشد فکری مردم عرصه را برای ظهور رمانتی سیسم فراهم کرد. مکتب رمانتیک کاملاً ضد مکتب کلاسیک و اصول آن است:
«مقایسه مکتب رمانتیک و کلاسیک»
مکتب کلاسیک مکتب رمانتیک
رعایت وحدتهای سه گانه ارسطویی در تئاتر عدم وحدتهای سه گانه ارسطویی در تئاتر
تعقل گرایی احساسگرایی
هنر کلاسیک وابسته به اشراف است هنر رمانتیک وابسته به قشر بورژواست
"آموزنده و خوشایند" "بیان زشتی و زیبایی شخصیتها بدون در نظر گرفتن نتیجه اخلاقی و آموزنده"
وضوح و خلاصه گویی ابهام و شرحهای طولانی و مفصل
الهام از آثار یونانی و روم قدیم الهام از آثار مسیحی قرون وسطی و افسانه های ملی
بهترین قالب داستانسرایی رمانس و حماسه است. بهترین قالب داستانسرایی رمان است
هنر رمانتیک ابتدا در آلمان و انگلیس شکل گرفت. سپس با ترجه آثار هنرمندان این کشور به فرانسه آمد و در دهه سوم قرن نوزدهم در فرانسه به اوج خود رسید.
1 – رمانتیسم آلمان (مکتب طوفان و طغیان): در سالهای آخر قرن هیجدهم، در آلمان مکتبی توسط جوانان پرشوری که از اصول کلاسیک خسته شده بودند ایجاد شد. در میان این هنرمندان جوان دو چهره مهم ادبیات آلمان یعنی گوته و شیلر به چشم می خوردند. رنجهای ولتر اثر گوته از مهمترین آثار این مکتب می باشد. این دو بعدها که از هیجانهای جوانی دور شدند، به کلاسیسم رجعت کرده و آثاری در این سبک از خود به جای گذاشتند. مشهورترین نمایشنامه های گوته فاوست و اگمنت است.
2 – رمانتیسم در فرانسه: با سقوط ناپلئون رمانتیسم فرانسه شکوفا شد، طبیعی است که احساساتی بودن و هیجان درون، عوامل اصلی خلق شعر هستند. از این رو مکتب رمانتیک شاعران زیادی را در خود پرورده است، مانند موسه و لامارتین و هوگو، در فرانسه. مشهورترین شاعر رمانتیک انگلیس لرد بایرون سراینده منظومه مشهور محبوس شیلان است.در عرصه رمان نیز می توان به ژررساند و شاتو بریان اشاره کرد. اما بدون شک بزرگترین و مشهورترین رمان نویس رمانتیک فرانسوی ویکتور هوگو می باشد.
ویکتور هوگو: داستان نویس و شاعر و و نمایشنامه نویس فرانسوی. از معروفترین رمانهای او می توان به نتردام دوپاری، بینوایان و کارگران دریا اشاره کرد. او نمایشنامه پرآوازه ای نیز با نام کرامول نوشته است که در مقدمه آن بر لاصول مکتب کلاسی سیسم می تازد و آنها را مورد انتقاد قرار می دهد. نمایشنامه معروف دیگر او ارنانی است.
رئالیسم (واقعگرایی): افراط در احساسگرایی در هنرمندان رمانتیک باعث شده بود که آنها از واقعیات زمانه خود دور بمانند. در چنین وضعیتی آنها غرق در تخیلات و اوهام خود بودند و پیوند خود را با مردم قطع کرده بودند. توجه داشته باشید که هنر، بدون مخاطب معنا ندارد. هنر و هنرمندان همواره نقش مهمی در تحولات اجتماعی داشته اند. در چنین شرایطی، نویسندگان دیگری ظهور پیدا کردند که به جای اینکه خود را تسلیم تخیل و حسرت کنند، اجتماعشان را با همه صفات و عادات و نیکی و بدی در آثارشان نشان دادند. چنین ادبیاتی نزدیکی بیشتری با افکار و عقاید مردم داشت. از این رو به سرعت بر رمانتی سیسم پیشی گرفت این چنین رئالیسم (واقعگرایی) مکتب مسلط فرانسه، در نیمه قرن نوزدهم متولد شد.
مقایسه مکتب رئالیسم و رمانتیسم
مکتب رمانتی سیسم مکتب رئالیسم
اهمیت دادن به تخیل و هیجان اهمیت دادن به حقیقت و واقعیت عینی
بی توجهی به مسائل اجتماع و غرق شدن توجه به مسائل اجتماع و بیان دقیق
در تخیلات لجام گسیخته مشکلات اجتماع
توجه به شعر تا حدی که رمانهایشان حالت شعرگونه داشته باشد توجه به رمان و بی اهمیت و بی ارزش شمردن شعر
هیچ قالب جدیدی برای بیان مطالبشان ارائه نکردند. داستان کوتاه را به عنوان قالبی مناسب برای بیان اندیشه هاشان به کار گرفتند
چیزها یا مکانهایی را که ندیده اید، فقط وصف آن را شنیده اید با استفاده از تخیل بیان کنید. فقط چیزهایی را که دیده اید بیان کنید
از معروفترین نویسندگان رئالیست می توان به بالزاک، استاندال و فلوبر اشاره کرد.
1 - انوره دو بالزاک: بالزاک با نوشتن کمدی انسانی پیشوای مکتب رئالیسم نام گرفت. بالزاک اعتقاد داشت که نویسنده نباید در مورد چیزی یا کسی یا مکانی که هرگز مشاهده نکرده است، بنویسد. او از رمان نویسان سبک رمانتیسم مانند شاتوبریان که رمانهای رنه و آتالا را درباره سرخپوستان که هیچ وقت با آنها برخوردی نداشته، نوشته است، انتقاد می کند. کمدی انسانی درباره جامعه پاریس قزن نوزدهم یعنی دوره معاصر خود بالزاک است. از داستانهای معروف مجموعه عظیم کمدی انسانی می توان به اوژنی گرانده، بابا گوریو و دختر عمو بت اشاره کرد.
2 – استاندال: یکی دیگر از نویسندگان معروف سبک رئالیسم است از آثار معروف او می توان به سرخ و سیاه و صومعه پارم اشاره کرد.
سرخ و سیاه: مشهورترین رمان استاندال است. قهرمان داستان، ژولین سورل پس از شکست جمهوری، سرخورده می شود و لباس سرخ نظامیش را با ردای سیاه یک کشیش عوض می کند. سورل جوانی است مغرور، بدبین و خودرأی. او به دو معشوقه عشق می ورزد و معشوقه دوم وسیله ایست برای پیشبرد جاه طلبی هایش. معشوقه اول قضیه را برای معشوقه دوم تعریف می کند. ولی توسط سورل کشته می شود. خود سورل نیز با گیوتین اعدام می شود.
3 – گوستاوفلوبر: در مورد ارزش کارهای او همین بس که کتاب مادام بوری او به عنوان کتاب مقدس رئالیسم مشهور است. این کتاب به تمام اصول رمان نویسی رئالیسم پایبند است.
مادام بواری: داستانی رئالیتس محض که حماقتها و گناهان اما بواری را تصویر می کند. این قهرمان زن احساساتی و کمی عامی رمان، سودای زرق و برق و عشق رهایش نمی کند. به شوهرش که پزشک روستایی جدی اما ملال آوری است خیانت می کند. کارش به روابط نامشروع و سپس خودکشی می کشد. از آثار دیگر فلوبر می توان به سالامبو و آموزش عاطفی اشاره کرد.
4 – گی دو مو پاسان: به خاطر داستانهای کوتاه رئالیستی اش مشهور است مثل گردنبند و تپلی (بول دوسویف)
رئالیسم در روسیه:
از نویسندگان مهم رئالیست روسیه می توان لئون تولستوی، فئودور داستایوفسکی، گنچاروف، ماکسیم گورکی و تورگینف را نام برد. اما رئالیسم در واقع با داستان کوتاه شنل اثر گوگول آغاز شد.
1 – ژانوسکی گوگول: او واقعیات روسیه معاصر خود را با طنز و هجو بیان می کرد. از مهمترین آثار او نمایشنامه بازرس و داستان کوتاه شنل است. جالب است بدانید که نمایشنامه بازرس زمانی که در ایران توسط هنرپیشگان ایرانی به نمایش در آمد، غوغایی میان مردم به پا کرد، آنها شیفته این نمایش ساده، صمیمی و واقعگرایانه بودند.
بازرس: شهردار فاسد و رؤسای ادارات شهرستانی خبردار شده اند که بازرسی از سن پطرزبورگ برای سرکشی غیرمترقبه از ادارات حرکت کرده است. آنها منتظرند که هر لحظه برسد. جوان قمارباز تهیدستی را به جای بازرس می گیرند آنها تا می توانند به او رشوه و هدیه می دهند و حتی شهردار حاضر می شود دختر خود را به او عرضه کند. آنها درست لحظه ای که بازرس واقعی وارد شهر می شودبه خطایشان پی می برند. 2 – لئون تولستوی: مشهورترین رمانهای رئالیستی روسیه متعلق به اوست. جنگ و صلح، آنکارینا و رستاخیز از مشهورترین آثار اوست.
3- فئودور داستایوفسکی: داستانهای او به داستانهای رئالیستی روانکاوانه مشهورند. از کارهای معروف او می توان برادران کارمازوف، جنایت و مکافات، ابله، جن زدگان و قمارباز را نام برد.
جنایت و مکافات: راسکو لنیکوف دانشجوی تنگدستی است که به خود حق می دهد زن پیر رباخواری را به خاطر پولش بکشد. او برای جلوگیری از افشای قضیه دست به جنایت دیگری می زند اما دچار عذاب وجدان می شود. در این حال دل به عشق پاک سونیا دختری خانواده که از شدت فقر خانواده روسپی گری افتاده است، می بندد. راسکو لنیکوف جنایت خویش را برای سونیا افشا می کند. هنگامی که به هفت سال زندان در سیبری محکوم می شود سونیا به او می گوید منتظر او خواهد ماند.
4 – ایوان گنچاروف: از نویسندگان رئالیست روسیه که شهرتش مدیون رمان ابلوموف می باشد. در این رمان کاهلی و آسایش طلبی و بیکاری و تنبلی طبقه اشراف روسیه با استادی مورد مطالعه قرار می گیرد.
5 – ایوان تورگینوف: نویسنده رئالیست روسیه با آثاری چون پدران و پسران و آشیانه یک اشراف زاده.
6 – ماکسیم گورکی: رمان نویس و نمایشنامه نویس نامدار روسی و معلم ژوزف استالین در دوران کودکی او. در انقلاب اکتبر روسیه نخست به مخالفان پیوست. اما بعد با حزب بلشویک هم رأی شد. داستانهای ماکسیم گورکی بیان زندگی آدمهای فرودست و مطرود جامعه است که ذاتاً سالمند و در جامعه ای که مسئول بدبختی آنهاست کورمال کورمال به دنبال روشنایی هستند. گورکی داستانهای کوتاه و چندین رمان نوشت. اما مشهورترین رمانهای او مادر، فوما گوردیف، سه رفیق، در جستجوی نان، شهر شیطان زرد، اعتراف و زندگی یک آدم بیکار است. مادر داستان یک پسر و مادر الکلی را دنبال می کند که پس از تحول هسته حزب سوسیالیست را در کارخانه تشکیل می دهد پسر به سیبری تبعید می گردد و پس از تبعید او مادرش اعلامیه های انقلابی پسرش را توزیع می کند. از نمایشنامه های معروف او درام در اعماق است.
رئالیسم در نمایشنامه نویسی:
نمایشنامه نویسان رئالیسم هر کدام در جایی از دنیا ظهور کرده اند. "چخوف" در روسیه، "ایبسن" در نروژ و "استریندبرگ" در سوئد هر کدام چند نمایشنامه رئالیستی از خود به جای گذاشته اند.
1 - آنتون چخوف: چخوف نمایشنامه ها و نوولهای ارزشمندی نوشته است. او مانند "گوگول" حس شوخ طبعی شگفتی آوری دارد که با درک عمق مصیبت زندگی همراه است. نخستین آثار نمایشی "چخوف" کمدی های تک پرده ای است مانند "آواز قو" ، "خرس" و "خواستگاری"، اما از او چند نمایشنامه ی بلند به جا مانده است مانند "باغ آلو"، "مرغ دریایی"، "دایی وانیا" و "سه خواهر".
2 - هنریک ایبسن: نویسنده مشهور نروژی که آثار زیادی از او به جا مانده است. نمایشنامه های ایبسن را به سه گروه نمایشنامه های رمانتیک، رئالیستی و سمبولیک تقسیم کرده اند. از مشهور ترین نمایشنامه های واقع گرای او می توان به "خانه عروسک"، "اشباح"، "دشمن مردم" و "مرغابی وحشی" شاره کرد. در این نمایشنامه ها او بیشتر مسأله آزادی حقوق زنان را مطرح می کند.
خانه عروسک: در این نمایشنامه خواست ایبسن برای شناسایی زن به عنوان شریک فکری و معنوی مرد بیان شده است. "نوراهلمر" اسنادی جعل می کند تا پولی به دست آورد و جان شوهر بیمارش "توروالد" را از مرگ برهاند. با فاش شدن راز این سندسازی، هویت واقعی شوهر ترسو و ورو بر ملا می شود. "نورا" پی می برد که زندگی بازیچه و عروسک مردی شیاد بوده است. او شوهر را ترک "می کند تا خویشتن خویش را باز یابد".
دشمن مردم: "دشمن مردم"، "دکتر استوکمان" است. او با آشکارسازی این مطلب که آبهای به اصطلاح بهداشتی یک اقامتگاه بهداشتی در واقع آلوده به میکروب است. رونق اقتصادی آنجا را از بین می برد.
3 - آگوست استریندبرگ: نمایشنامه نویس سوئدی با آثاری چون "به سوی دمشق" ، "پدر"، "سونات اشباح"، "توده هیزم" و "میس ژولی".
4 - آرتور شنیتسلر: نویسنده اتریشی، با آثاری مثل "عشوه گری"، "چرخ فلک" و "پرفسور برنهادی".
سبک رئالیسم (واقعگرایی) در قرن بیستم، همچنان اعتبار خود را حفظ کرده است. هر کجا که جنگی به وقوع بپیوندد، هر زمان که جامعه ای دچار وضعیت بحرانی می شود، یک سلسله آثار رئالیستی به وجود می آیند تا واقعیت ها را بیان کنند، آن را تشریح کنند و شاید راه حلی ارائه کنند. از این رو تعداد بیشماری آثار واقعگرا پس از جنگ جهانی اول و دوم نوشته شده است. در قرن بیستم در امریکای جنوبی یا الهام از فرهنگ بومی سرخپوستان و آمیختن آن با اصول رئالیسم، مکتبی به وقوع پیوست به مکتب "رئالیسم جادویی" ، "گابریل گارسیا مارکز" نویسنده کلمبیایی تعداد زیادی داستان کوتاه و رمان در این سبک، نوشته است. او به خاطر رمان "صد سال تنهایی" در سال 1982 جایزه نوبل ادبیات را کسب کرد. از آثار دیگر "مارکز" می توان به "پاییز پدر سالار"، "کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد" و "طوفان برگ" اشاره کرد. از نویسندگان دیگر این سبک "خورخه لوئیس بورخس" است.
ناتورالیسم(طبیعت گرایی)
سطحی ترین نظریه این است که ناتورالیسم، رئالیسم افراطی است. ناتورالیسم معتقد به تشریح دقیق و جزء به جزء عینیات و وقایع پیرامون است. اگر در آثار رئالیستی انسان همواره مهمتر از محیط پیرامونش بود، در آثار رئالیستی اهمیت انسان بیشتر از اشیاء نیست. امیل زولا مشهورترین نویسنده مکتب ناتورالیسم معتقد است که کار نویسنده مانند کار یک محقق علوم طبیعی در آزمایشگاه است. همان طور که در آزمایشگاه باید هر چیز را تجربه و سپس به طور دقیق بیان کرد، در رمان هم باید چنین کرد. او این تشریح جزء به جزء مشاهدات را تا حدی پیش برد که در مورد او گفته اندکه زولا به اشیاء روح بخشید و از انسان روح را گرفت. معنی این جمله این است که او بیشتر دغدغه بیان مشاهداتش را به طور دقیق داشت و به هیچ وجه در فرآیند مشاهده انسان را به محیط پیرامونش برتری نمی داد. نویسندگان ناتورالیست با استفاده از پیشرفت علوم تجربی در زمینه وراثت، اغلب برای شخصیتهای آثارشان، گذشته ای تجربی تدارک می دیدند. مثلاً پدری جنایتکار و مادری فاسد و الکلی و سپس نشان می دادند که چگونه خلق و خوی آنها به شخصیت اصلی ارث رسیده است و در حقیقت اعمال و رفتار او و در نهایت سرنوشت او تحت تأثیر عواملی است که تحت کنترل او نیستند. نویسندگان ناتورالیست اغلب زشتیها را بیان می کنند. از زولا چند رمان معروف مانند خانواده ترز راکن، ژرمینال و نانا به جا مانده است. داستانهای کوتاه او نیز از شهرت نسبی برخوردارند.
سمبولیسم(نمادگرایی)
نهضت نمادگرایی در سالهای 1870 تا 1900 واکنشی در برابر واقعگرایی صریح و افراطی فلوبر و موپوسان بود. نام این جنبش از این واقعیت ناشی می شود که پیشوایان این نهضت نمادها را به شیوه ای نو به کار گرفتند. آنها به جای اینکه نوشته هایشان را صریح و روشن ارائه دهند، در پی بیان عواطف، اندیشه ها و احساسات مبهم و رازآمیز بودند، شاید جنبش نمادگرایی یادآور ادبیات عرفانی خودمان باشد. اما تفاوت مهمی این دو نوع نمادگرایی است. در ادبیات ما، در شعر همه شاعرانی که عارفانه و صوفیانه می سرایند به طور مثال می (که معنای اصلی آن شراب است) همیشه به معنای حقیقت است. از این رو پس از آشنایی کافی با این نمادها، می توان شعر این شاعران را با اشتیاق و بدون دردسر خواند. اما برای هر شاعر سمبولیست یک کلمه ممکن بود نماد یک چیز باشد و برای شاعر دیگر، نماد چیز دیگر. از این رو شعر آنها بسیار مبهم و تفسیر آن سخت بود. یکی از دلایل شکست سمبولیم نیز همین ابهام زبان و جدایی زبان آنها از زبان عوام بود. نخستین بنیانگذار سمبولیسم شارل پیر بودلر بود که با مجموعه شعر گلهای شر سمبولیسم را بنیان نهاد. با توجه به اینکه نمادگرایی یکی از ارکان شعر سرایی است، جنبش سمبولیسم بیشتر در زمینه شعر گسترش پیدا کرده است. از شاعران معروف این سبک می توان به مالارمه، ورلن، رمبو و والت ویتمن اشاره کرد. رمان نویس مشهور این سبک آندره ژید است که اثر مائده های زمینی او از آثار برجسته سمبولیستی می باشد. اما در عرصه نمایشنامه سمبولیستی، هیچ کس به شهرت موریس مترلینگ نویسنده بلژیکی نرسیده است. از آثار مهم او پرنده آبی است. دبوسی، آهنگساز مشهور بر اساس نمایشنامه او به نام پلئاس و ملیزاند، اپرایی به همین نام آفرید. سایر آثار او عبارتند از مرگ و معجزه سن آنتوان.
اکسپرسیونیسم
مکتبی است آلمانی و در آلمان و سایر کشورهای آلمانی زبان گسترش داشته است. در سالهای اولیه قرن بیستم، اکسپرسیونیسم از قویترین مکاتب هنری جهان بود. در زمینه ادبیات نیز همانند هنرهای تجسمی انتقال عواطف و احساسات درونی هنرمند اکسپرسیونیست از قیبل رویاها، امیدها، ترس ها و نظایر آن از طریق اشاء بیرونی و اغراق درآنها صورت می گیرد. ادبیات اکسپرسیونیستی بیشتر به تصویر رنج و اندوه می پردازد. همانطور که در نقاشیهای اکسپرسیونیستی ما با اغراق در جهت القاء اضطراب، اندوه و ترس مواجهیم، در ادبیات اکسپرسیونیستی نیز شخصیت ها، ویژگیهای اغراق آمیزی دارند که گاه به مسخ شخصیت منجر می شود. از مشهورترین نویسندگان این سبک هرمان هسه و فرانتس کافکا هستند.
1 – هرمان هسه: نویسنده آلمانی زبان که مدتی در هند به سر برد. بعضی از آثار او مثل سیذارتا رنگ و بوی عرفان شرقی را دارند. که همین ثمره اقامت در هند است. آثار او پس از جنگ جهانی اول، حال و هوای اکسپرسیونیستی دارند، مانند گرگ بیابان، نرگس و زرین دهن، بازی مرواریدهای شیشه ای و دمیان.
2 – فرانتس کافکا: نویسنده یهودی الاصل، اهل چکسلواکی، از او سه رمان ناتوان به نامهای محاکمه، قصر، آمریکا به جا مانده است. از دیگر آثار او می توان به مسخ، قضاوت، هنرمند گرسنگی و مجموعه داستان پزشک دهکده اشاره کرد. از مشخصات سبک کافکا می توان به استفاده فراوان از نمادهای مذهبی، فشردگی، تنش شدید عصبی و بازکاوی دقیق مسائل مذهبی و فلسفی و بسیاری از صحنه های کابوس مانند اشاره کرد. خلاصه داستان کوتاه مسخ چنین است: گره گوار سامسا جوانک بازاریابی است که یک روز صبح که از خواب بیدار می شود متوجه می شود که به یک حشره بزرگ مبدل شده است. جالب اینجاست که گره گوار پس از آگاهی به این مسأله، آنقدر که نگران از دست دادن کارش است، نگران تغییر شکلش نیست. خانواده اش اورا در همان اتاق حبس می کنند. گره گوار برای ارتباط دوباره با آنها تلاش می کند. اما این امر غیر ممکن به نظر می رسد. او آنقدر غذا نمی خورد تا می میرد.
دادائیسم
در سال 1916 بر اثر خشم و نفرت حاصل از مصائب و فجایع جنگ جهانی اول بود که گروهکی از هنرمندان و نویسندگان به پیشوای تریستان تزارا شاعر رومانیایی، مکتبی ضدهنری در زوریخ سوئیس به وجود آوردند. این گروهک، مرام اصلی خود را بر طرد و تخریب کلیه آثار و دستاوردها و هجو و تکذیب تمامی معقولات و مقبولات بشر بنا نهادند. اینها اعتقاد داشتند که نابودگری خود نوعی آفرینندگی است.
مارسل دوشان آمریکایی، سبیلی بر پشت لب مونالیزا گذاشت و آنرا به عنوان اثر هنری خودش عرضه کرد. این هنرمندان، در آثار هنری خود، در انجمن هایشان و رفتار و کردارشان، همه آداب اجتماعی وموازین هنری و مواضع عقلانی و منطقی را به مسخره گرفتند، تا عملاً موجب نفرت همه مردم از این قانونها شوند. شعار آنها این بود: دادای حقیقی آن است که با داد نیز مخالف باشد. در حقیقت دادائیسم جریان فلسفی استهزاء آمیز بود که برای اعتراض به وضع زندگی بعد از جنگ پیش آمد. حتی نام این سبک به طور اتفاقی از میان کلمات فرهنگ لغت انتخاب شد و معنای آن اسباب بازی بچگانه ای به شکل اسب چوبی است. این نهضت عمر زیادی نداشت، دلیل عمده آن هم بی قانونی شدید اعضاءگروه دادائیست ها بود. اما اهمیت این مکتب در این است که جوانهای سوررئالیسم در خاکستر دادائیسم بوجود آمد. آندره برتون و لوئی آراگون، پایه گذاران سوررئالیسم، ابتدا از اعضاء گروه دادائیست ها بودند.
شیوه جریان سیال ذهن:
پیروان این شیوه نوشتن اعتقاد دارند که بهترین وسیله برای نوشتن نه عقل است و نه ضمیر نا خودآگاه؛ بلکه نوشتن، امری شهودی و باطنی است و باید به طور خود به خودی انجام گیرد. از این رو این نویسندگان به خاطرات خود تکیه می کنند. خاطراتی که اغلب از طریق یک نام یا یک انگیزه به ذهن نویسنده خطور می کند و تجربه ی یک خاطره همواره به القاء یا یاد آوری چندین خاطره ی دیگر می انجامد. بنابراین رمان های این نوع نویسندگان از شبکه ای تشکیل می شود که تار و پود آن را احساسات و خاطرات نویسنده شکل می دهد. از معروف ترین این نویسندگان می توان به "مارسل پروست"، "ویرجینا وولف"، "جیمز جویس" و "ویلیام فاکنر" را معرفی کرد.
1-مارسل پروست: این نویسنده ی فرانسوی، در حقیقت بنیانگذار این شیوه نوشتن است. معروف ترین اسر او "در جست وجوی زمان از دست رفته" می باشد که در ده جلد تألیف کرده است.
2-جیمز جویس: ایرلندی است، شهرت و اعتبار او مدیون آثار داستانیش مانند مجموعه ی داستان های کوتاه "دوبلینی ها"، رمان "تصویرهنر من در جوانی" و "اولیس" می باشد. "اولیس" شاهکار "جویس" ویکی از برجسته ترین آثار ادبی قرن بیستم می باشد. صحنه وقایع داستان شهر "دوبلین" (پایتخت ایرلند) می باشد و موضوع آن سیر زندگی یک آدم امروزی از بامداد تا نیمه شب: برخاستن از بستر، تشییع جنازه، رفتن به دفتر روزنامه، کتابخانه و پرسه زدن کنار دریا تارفتن به بستر. جالب این جاست که طرح داستان مانند" ادیسه" اثر "هومر" می باشد.
3- ویرجینییا وولف: نویسنده انگلیسی، مشهور ترین اثر او "به سوی فانوس دریایی" می باشد که به شیوه "جریان سیال ذهن" نوشته شده است.
ویلیام فاکنر: نویسنده آمریکایی، خالق رمان های مشهوری مانند "خشم وهیاهو"، " ابسالوم ابسالوم" و" تسخیر ناپذیر". مهم ترین اثر او "خشم وهیاهو" داستان رنج های سه نسل از خانواده ای را که روزگار اشرافی و ثروتمند بوده اند و اکنون به ذلت نشسته اند بیان می کند. در این اثر، سه برادر هریک به نوبت، به شیوه جریان سیال ذهن، روابط خواهرشان را با مردی بیگانه بازگو می کنند.
رمان فلسفی پس از جنگ جهانی دوم:
پس از جنگ جهانی دوم نویسندگانی چون "آلبر کامو" و"ژان پل سارتر" رمان ها و نمایشنامه هایی نوشته اند که در تأیید واثبات فلسفه اگزیستانسیالیسم (اصالت وجود که " ژان پل سارتر" بانی این فلسفه بود) هستند.
1 – آلبرکامو: نویسنده فرانسوی با رمانهایی مثل بیگانه، طاعون و سقوط نمایشنامه های او عبارتند از "کالیگولا"، "سوء تفاهم"، حکومت نظامی" و "راستان". از او مجموعه مقالاتی به نام "افسانه سیزیف" نیز به جا مانده است. این کتاب مقالاتی است فلسفی درباره پوچی. کتاب با بحثی درباره خودکشی آغاز می شود و سپس دامنه سخن به موضوع طغیان می رسد، که به اعتقاد "کامو" مهمترین فضیلت و ممتازترین خصلت آدمی است. "سیزیف" از شخصیت های اسطوره ای یونان است.
2 – ژان پل سارتر: فیلسوف، مقاله نویس، رمان نویس و نمایشنامه نویس فرانسوی. نخستین رمان او "تهوع" نام دارد که شاهکارش به حساب می آید. مجموعه داستانهای کوتاه "دیوار" را "سارتر" درباره جنگهای داخلی اسپانیا نوشته است. از نمایشنامه های او می توان "مگسها"، "روسپی بزرگوار"، "شیطان و خدا"، "دستهای آلوده" و "چرخنده" را نام برد. او بنیانگذار مکتب "اگزیستانسیالیسم" (اصالت وجود) در فلسفه می باشد. آثار مهم او در باب فلسفه اگزیستانسیالیسم عبارتند از " اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر"، "نقد عقل دیالتیک" هستی و نیستی".
محمد رضا نوری (شهبانی)